تبليغاتX
وینگ چون (کونگ فوی چینی)
 
وینگ چون (کونک فوی چینی)
 

تا بحال به ورزشهای مختلف دقت کرده‌اید هر ورزش استیل خاصی برای خود دارد، برای مثال در ورزشهای رزمی مثل بکس گارد ویژه آن در کشتی،  نوع گارد حریف و ایستادن روبروی یکدیگر و...
در وینگ‌چون ووسائو همان حکم گارد در بکس و یا ایستادن در کشتی را دارد یعنی این نوع ایستادن و گارد گرفتن مختص ورزش وینگ‌چون می‌باشد.


اما حرکتی مانند پاک سائو جزئی از حرکات حین مبارزه می‌باشد که ممکن است در یک مباره بستگی به حرکت حریف چندین بار به شکل‌های مختلف اجرا شود و ممکن است در چند مبارزه اصلا از آن استفاده نشود.


  نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1390ساعت 15:40  توسط احمد عرب  | 
حركت اول بسيار ساده است مان سائو وو سائو كه خط وسط بدن را حفظ كرده و تقريبا ميتوان گفت گارد عمومي وينگ جون كاران است و به محض اينكه شخصي اين گارد را ميگيرد متوجه ميشويم قطعا با وينگ چون آشنايي دارد.

مان سائو وو سائو

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 تصوير دوم: پون سائو

يك دفاع همه كاره در وينگ چون كه بسيار كارا مي باشد. و در اكثر حركات اساتيد اثري از رد آن را مي بينيد.

پون سائو

گان سائو دفاع ضربات ناحيه شكم

گان سائو

  نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم مهر 1390ساعت 13:46  توسط احمد عرب  | 

قبل از هر نوشته به سخني از حضرت محمد (ص) اشاره كنم كه شايد راه گشاي بسياري از مسائل و كليدي بسيار بزرگ باشد براي ما:
اين سخن زيبا مولوي شاعر بزرگ ايراني به صورت شعر براي ما بجاي گذاشته:
بهار:
گفت پيغمبر به اصحاب كبار            تن مپوشانيد از باد بهار
آنچه با برگ درختان ميكند            با تن و جان شما آن ميكند
پاييز:
گفت پيغمبر به اصحاب كبير            تن بپوشانيد از باد خريف*
آنچه با برگ درخان ميكند              به تن و جان شما آن ميكند

منشاء تمام حركات بدن ستون فقرات مي‌باشد، اين قسمت بسيار مهم بدن در عين حال كه بسيار مقاوم مي‌باشد اما گاهي اوقات بسيار آسيب‌پذير مي‌شود، بنابراين براي اينكه شما دوستان عزيز دچار مشكلات كمردرد نشويد چند نكته بسيار ساده و قابل اجرا را مي‌نويسم كه دانستن اين نكته‌هاي ساده باعث مي‌شود تا شما دوستان دچار چنين عارضه‌اي نشويد.
1- حتما بدن را قبل از هر حركتي گرم كنيد.
2- در انتهاي كارهاي سخت مثل مبارزه و هر چيز ديگر يادتان باشد دماي بدن بايد پايين بيايد (با نرمشهاي ساده)

نرمشهاي ساده در انتها:
1- آرام شروع به راه رفتن كنيد و پنج دقيقه اي را به اين كار اختصاص دهيد
2- بدن را حتما در حالت كشش قرار دهيد بعنوان مثال از ميله بارفيكس آويزان بمانيد به مدت 30 ثانيه.
كارهاي انتهايي:
1- با خود يك حوله داشته باشيد.
2- حتما تعرق بدن خود را خشك كنيد.
3- در پاييز حتما يك شال دور كمر خود بپيچيد يا اينكه بعد از خشك شدن بدن از تعرق لباسهاي خود را بپوشيد و حتما از لباسهاي گرم استفاده نماييد.

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390ساعت 8:22  توسط احمد عرب  | 
وینگ چون همانند یک مجسمه زیباست که هنرمندی روی آن کار میکند و از تمام ابزار اطراف خود برای تراشیدن هر چه زیباتر این مجسمه استفاده میکند.

  نوشته شده در  یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 9:3  توسط احمد عرب  | 
نگاه میکنم یه یک سیفو و نگاه میکنم به خودم زمانی که باهم ‌‌همون تمرینهای همیشگی رو انجام میدیم پاک سائو مشت و ...

پس تفاوت من چیه که مدام همون پاک سائوی همیشگی رو نوش جان میکنم و هر تکنیکی که استاد میخواد به راحتی روی من اجرا میکنه؟

به مرور که سالها در گردش هستن و من مدام تمرین میکنم و استادان پیرتر میشن نگاه میکنم که گویا گرفتن یک ضربه برای من همون قدر مشکل هست که روز اول مشکل بود. به فکر فرو میرم چرا؟!

وقتی خوب به موضوع دقت میکنم متوجه میشم که درسته که استاد پیر میشه و من به اوج نزدیک اما خوب طی این سالها اون هم تمرین داشته و مدام این ضربه ها رو به من زده و این باعث میشه هر روز تجربه اون بیشتر بشه و شناختش نسبت به بدن حریف مقابلش بیشتر در ضمن یک استاد با اشخاص مختلف زیادی کار میکنه و باعث میشه شیوه های زیادی رو درک کنه اما من چی فقط یک شیوه؟!

موفق باشید

  نوشته شده در  دوشنبه دهم آبان 1389ساعت 11:21  توسط احمد عرب  | 
فاصله ها در وینگ چون به سه نوع فاصله ی دور متوسط و نزدیک تقسیم میشود.

فاصله ی دور:

فاصله ای است که در آن هیچ یک از اندام دست و پا در صورت رها کردن ضربه به طرف مقابل به او نمی رسد.

فاصله ی متوسط

 فاصله ای است که با یک حرکت بسیار کوچک شما میتوانید با دست یا پا به حریف ضربه ای را وارد نمایید

فاصله ی نزدیک

فاصله ای را شامل میشود که با قسمتهای همچون سر و آرنج میتوانید به طرف مقابل ضربه وارد کنید و در این فاصله دفاع برای طرف مقابل بسیار مشکل می باشد.

  نوشته شده در  یکشنبه دوم خرداد 1389ساعت 11:16  توسط احمد عرب  | 

ديشب يكي از همشاگردي‌هاي وينگ‌چون اينجانب كه پنج ماهي از مربي سابق خود جدا شده است را در باشگاه ديدم. كنجكاو بودم بدانم كه درباره بحث من و دوستانم با خودش به شاگردانش چه گفته است.

ماجرا از آنجا آغاز شده كه ايشان پولهاي هنگفتي را از شاگردان به هر دليل و بهانه‌اي دريافت مي‌كرد و جالب اينجا بود كه همه آنها را به نام استاد از ما مي‌گرفت تا عاقبت ما به ستوه آمده و جريان را از استاد سئوال كرديم و ايشان گرفتن حتي يك ريال پول از ايشان را تكذيب كردند. خلاصه ما با دلي شكسته از ايشان جدا شديم و اين كار آغازي بود تا ايشان وجه خود را در ايران زير سئوال ببرد و اصلا چند باشگاه خود را تعطيل كند يه به قول خودمان البته با عرض پوزش كه اين جمله را مي‌گويم:«به خاك سياه نشست». برايم سئوال بود زماني كه اين صحبتها را براي شاگردان مي‌كرد اصلا پيش خود فكر ميكرد كه روزگاري ورق بر مي‌گردد و اينگونه رسوا مي‌شود.

خلاصه استاد هم بخاطر اين كار او، آموزش به ايشان را كلا قطع كرد و با من و دوستانم به ادامه كار پرداخت و ما چند نفر شديم نمايندگان استاد در ايران و هم از يك طرف خوشحال كه مستقيما با استاد كار ميكنيم و از يك طرف بسيار ناراحت كه چرا يك انسان بايد كاري بكند تا موقعيت خود را اين چنين نابود كند.

لازم به ذكر است كه بگويم اين شخص (علي محبوبي) خواهرزاده استاد فيروز قهرماني نيز بود و اين برايم بسيار جالب بود كه استاد با همه نزديكي ايشان به خود او را كنار گذاشت بخاطر چنين اشتباهي كه در حق تمام شاگردان كرد.

اين ماجرا نقل كردم تا به اينجا برسم كه شبي ايشان به باشگاه ما آمد و جر و بحث بسيار سختي بين ما در گرفت در آخر گفتم اگر تو راست مي‌گويي در روز سمينار که استاد تشريف مي‌آورند بياييد و رودرو با ايشان صحبت كنيد اگر ايشان تاييد كرد ما خودمان دوباره شاگردي شما را خواهیم كرد ولي اگر نه چه خواهيد كرد؟ پاسخ ما را نداد و رفت، البته دوستان آنچنان محكم در پشت بنده ايستادند كه ايشان به خود جرات درگيري ندهند چون آن‌طور كه پيدا بود آمده بود كه ما را درو كند و برود كه حتي يك حركت كوچك هم نتوانست كند زيرا خود مي‌دانست كه نمي‌تواند. درگيري و بحث آنقدر بالا گرفت كه مهرداد گفت بايستيد شاگردان بروند تا برويم وسط آنگاه بگويم چند مرده حلاجي خلاصه علي آقا ديد مسجد جاي اين كارها نيست دم خود را روي كولش گذاشت و رفت.

حال كه دوستم سينا را ديدم گفتم سينا بگو بدانم در مورد آنشب چه گفت؟ مي‌توانيد حدس بزنيد چه گفت؟ آري به شاگردانش گفته بود رفتم آنجا و همه آنها را يك دست مبارزه عالي كرده و كوتكي هم زدم و آمدم ديگر هيچ كاري نميتوانند بكنند رويشان كم شد. البته من يك مقدار پيازداغ اين مسئله را زياد كردم عين جمله‌اي كه سينا به من گفت اين بود: «همه آنها را درو كردم» خود تا به آخر ماجرا را بخوانيد.

از تمام بحث راجب اين ماجرا ميخواستم به اين نتيجه برسم كه مربيان محترم و دوستان عزيز حرفي نزنيد كه نتوانيد آن را ثابت كنيد و از انجام آن دستتان كوتاه باشد و توان آن را نداشته باشيد چون به هر حال همه اينها زماني چماقي مي‌شود بر سر خودتان و ضربه آخر را خود شما نوش جان خواهيد كرد. به قول معروف «از ماست كه بر ماست» يا اينكه پيش خود نگوييد «خودم كردم كه لعنت بر خودم باد».

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1388ساعت 12:1  توسط احمد عرب  | 

همانطور كه همه ميدانيم وينگ چون نام دختري است كه نام اين ورزش از او گرفته شده است. اين سئوال براي بانوان محترم پيش مي‌آيد كه آيا ورزش رزمي آنهم وينگ‌چون با فيزيك آنها قابل انتباق است يا خير؟

ابتدا سئوال شما را در يك كلمه پاسخ ميدهم، بله. حال مقداري به تشريح آن مي پردازم.

همانطور كه مي‌دانيم وينگ‌چون از اصلي پيروي مي‌كند كه آن اصل را به اين شكل مي‌توان بيان كرد. حداقل انرژي حداكثر بهره‌برداري و اين بدان معناست كه شما با كمترين انرژي كه در عضلات به وجود مي‌آوريد بايد بيشترين بهره برداري را بنماييد قانون بعدي اين است كه شما در برابر هر ضربه‌اي كه قرار مي‌گيريد ضعيفترين حالت ممكن را داريد و آن ضربه اولين و آخرين ضربه وارده به شما مي‌باشد پس نبايد اشتباه كنيد و آن ضربه به شما برخورد كند.

با تفاسير فوق ميتوانيم به اين نتايج برسيم كه خانمها از لحاظ فيزيكي از موقعيت ضعيفتري از مردان هستند و از لحاظ ضربه خوردن نيز حساستر هستند. اما طراحي تكنيك‌ها در اين ورزش طوري بوده و مي‌باشد كه آنها با همين وضعيت ميتوانند صدمات جدي را به شخص مقابل خود وارد كنند.

خانمها بدليل نرم بودن عضلات بدن، مسيرهاي تكنيك‌ را بهتر طي ميكنند و عكس العمل آنها در برابر هر گونه ضربه يا تهاجمي بهتر است و واكنش مفاصل آنها نسبت به حركت‌هاي که باید انجام دهد سریعتر میباشد. شما خانمها اگر بتوانيد از اين نرمي كه از ديد ما يك نوع ضعف به حساب مي‌آيد به نحوه احسند بهره برداري كنيد، آنرا به صورت نقطه قوت در خواهيد آورد. و ديگر اين يك نقطه ضعف نيست.

  نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم بهمن 1388ساعت 12:59  توسط احمد عرب  | 

امروز نمی خواهم درباره بحث تخصصی خود چیزی بنویسم فقط میخواهم از دل گرفتگی خود بنویسم. از زمانه ای که در آن رشد یافتم تا آرزوهایم سوار بر باد در جلوی چشمانم با آن بروند. از این انسانهایی بنویسم که نمی دانند که با من و مثل من‌ها چه میکنند دلم شکست هر چه با این آن صحبت می کنم تا انرژی بیشتری بگیرم گویا این کاملا غلط است، نه تنها آنها انرژی به بنده نمی دهند بلکه انرژی های مرا از آن خود میکنند و گویا همان آنانند که آرزوهایم را با دستانشان سوار باد میکنند تا با خود به سرزمینها دور برده و دیگر دست من به آنها نرسند امروز تصمیم گرفتم این آرزوها را به خاک بسپارم و دیگر آنها به کسی ندهم تا بر کشتی سوار کند. و نمیخواهم نظاره گر رفتن آنها باشم. شاید بهتر باشد در کنج غريبي خود بنشینم و فقط با آرزوهای محال خود زندگی کنم. و زندگانی خود را صرف کاری بکنم تا مقداری معاش برای خانه خود داشته باشم كه با آن گذران كنم.
روزها مي‌ديدم بي‌عدالتي عدالت معابانه را اما دم بر نمي‌آوردم كه شايد تغيير كند اما نشد. دوست دارم از نامردمي مردماني بنويسم كه سنگ حسين(ع) را به سينه مي‌زنند و داد بر مي‌آورند كه حسين (ع) مظلوم زمان بود بياموزيد و بدانيد كه ما صداي حسين (ع) هستيم اما هر چه گوش خود را تيز ميكنم و مانند حيوانات تكان ميدهم تا شايد آن صدا را بشنوم نمي‌توانم، و مداوم صداهايي مي‌شنوم كه مرا چون آهن‌ربايي به انتهاي دره‌هاي ظلمت مي‌كشد خود را حس ميكنم كه به انتهاي اين راه نزديك مي‌شوم تا چه روزي كه محكم بر كف آن خورده و در كف آن له شوم تا گوشتهاي بدنم خوراك مردار خواراني شود كه اطرافم نشسته‌اند و نظاره مي‌كنند تا كي اين اتفاق مي‌افتد آنگاه نشسته بر سر سفره‌اي نعمتي كه از بالا رسيده است و دهان و شكم خود را با تكه‌ها گوشت تنم سير كنند.
گرچه مجال نوشتن و زمان كوتاه است و در اين بحث نوشته كوتاه نتوانستم حتي تكه‌اي كوچك از درد دلهايم را بنويسم اما بازم هم سبك مي‌شوم وقتي .....
خدايا نجاتم بده پناه مي‌برم از اين شياطين رژيم به تو اي پروردگار عالم

  نوشته شده در  سه شنبه هشتم دی 1388ساعت 8:41  توسط احمد عرب  | 

  ایستادن در وینگ در حالت آموزشی و تعلیم به دو نوع سی‌و نیم تائو و چامکیو تقسیم می‌شود در نوع سی و نیم تائو وزن روی دو پا بصورت مساوی تقسیم می‌شود با مقداری خم در قسمت زانو فاصله بیشتری نسبت به ایستادن عادی بین پاها البته سر پنجه‌های پا باید طرف داخل را نشان بدهد و شانه ها درست به طرف روبرو باشد. در ایستادن چامکیو نوع ایستادن آموزشی وزن کاملا روی پای عقب می‌باشد و ستون پای عقب است البته شاید در این حالت افراد پیش خود فکر کنند که اگر کسی پای عقب را دچار مشکل کند که نمی‌شود ایستاد اما باید ذکر کنم که حریف باید از سه سلاح، دو دست و یک پای شما عبور کند تا به ستون یعنی پای عقب برسد و اين عمل آنچنان کار ساده ای نمیتواند باشد.

 

  نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 8:31  توسط احمد عرب  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM