تبليغاتX
وینگ چون (کونگ فوی چینی) - زندگی ورزشی من
 
وینگ چون (کونک فوی چینی)
 

تصمیم گرفتم مطالبی راجع خودم و قسمتی از گذشته رو برای شما بازگو کنم

از کوچکی به تصاویر فیلمها نگاه میکردم بازیگران بزرگی چون بروسلی جکی چان و...

و همیشه بروسلی را بسیار دوست داشتم شكل مبارزه و استيل بدني او را٬ الان دوستانم به من همين را ميگويند (احمد بروسلي البته) ناراضي نيستم و بسيار هم خوشحالم.

سال دوم راهنمايي بودم كه پدرم تصميم گرفت مرا معرفي کند به يكي از دوستان دور خود كه استاد كونك فو بود البته تا آن زمان نوع سبك او را نميدانستم٬ اما دچار مريضي سختي شدم و نتوانستم به ورزش بروم و دكتر آن را برايم ممنون كرد. تا اواخر سال 72 و 73 كه به نزد استاد مهدي نژاد رفتم ايشان استاد كونك فوي توآ بودند و از قضا همان دوست دور پدرم اما همانطور كه گفتم دوست دور بودند. مدت ۵ سال پيش ايشان فعاليت كردم در نرمشها بسيار سخت كوش بودم دوستي داشتيم به نام آقا داود كه آن زمان ايشان يكي زا شاگران ارشد استاد بود و بسيار سخت گير و در ميان شاگران به اينجانب نيز خيلي سخت ميگرفت. يادم هست يك بار چهار ضربه با چوب به شكم اينجانب زد كه از درد داشتم به خودم مي -پيچيدم اما بخاطر اينكه ضايع نشوم به روي خودم نمي آوردم.

قصه رو كوتاه كنم بهتره. سال ۷۶ به توصيه يكي از دوستانم (حمید کاظمی) به وينگ چون روي آوردم بدليل علاقه اي كه به بروسلي داشتم٬ چون هر ضربه آن داراي فلسفه اي بود و من هم بدنبال چنين موضوعي هر حركت با استدلال٬ يكسال بطور موازي اين دو ورزش را ادامه دادم تا دروس دانشگاه و سنگيني آن به من فشار آورد مجبور به انتخاب شدم و از بين آنها وينگ چون را انتخاب كردم و در حال حاضر بسيار رازي هستم.

سال ۷۶ نزد دايي سيهنيگ رضا خيبري شروع بكار كردم واقعا كه خيلي چيزها از ايشان آموختم. بعد از مدتي بدلايلي استاد خيبري از استاد خويش جدا شد٬ به اين عنوان بگذاريم كه ايشان زمان جدا شدن خويش را ميديدند و لازم مي دانستند كه مستقل باشند. و از آن به بعد من شاگر ارشد ايشان شدم و چون كسي نبود كه با من كار كند خود استاد لطف ميكردند با من كار ميكردند از این بات که با ایشان مستقیما کار می کردم چی سائوی خوبی را آموختم. چی سائو مرحله می باشد که وقتی دانشجو به آن میرسد تازه باب بزرگی از مبارزه و آموزش در جلوی او باز میشود.

تا دچار مريضي ديگري شدم٬ ديسك كمر دردهاي بسيار بد خدا را شكر كه كمتر شد شبهاي بسيار بدي را پشت سر گذاشتم . ولي يك كشاورز توانست به دادم برسد خدا سيد را نگهدارد و عمر دهد كه از پزشكان براي من بهتر بود مرا از زير تيغ جراحي نجات داد و كاري كرد كه دوباره بتوانم به ورزش ادامه دهم اين بار من نزد سي فو محبوبي رفتم خواهر زاده استاد فيروز قهرماني بنيانگذار وينگ چون در ايران كسي وينگ چون را به ايران آورد.

در سیمینار تابستان سال ۸۶ ایشان (استاد قهرمانی) لطف بسیار بزرگی به اینجانب کردند و شخصا با بنده به اجرای چی سائو پرداخت وقتی کار تمام شد در آن لحظه بسیار کوتاه درسهای بزرگی گرفتم که برایم جالب بود میتوانم بگویم با اندازه یکسال مطلب آموختم که برای ماندن آنها در ذهنم باید تمرین کنم از ایشان سپاسگذارم. شاید بپرسید چگونه؟ بله چگونه میتوان؟ تازه آنجا متوجه شدم وقتی در فیلمهای چینی استادی شروع به اجرای تکنیک مینمود چگونه میتوانست راز خود را در اختیار شخصی قرار دهد شخص مقابل نیز باید دارای تجربه بسیار بالایی باشد تا بتواند به این موضوعات مخفی پی ببرد.

در این روزها خود استاد فیروز قهرمانی در ایران می باشند٬ بخاطر شرکت در فیلم (سیاهی روشنی است) به تهیه کنندگی سهینگ محسن کاسه ساز٬ و ما هم از وجود ایشان بسیار بهرمند می شویم.

به شما پیشنهاد میکنم بعد از اینکه فیلم در پرده سینما آمد حتما آنرا ببینید با تمام فیلمهای رزمی که تا بحال ساخته شده متفاوت می باشد خیلی از دوستانم در آن شرکت دارند و من نیز از این بابت بسیار خوشحالم.

این داستان کوتاهی از قسمتی از زندگی ورزشی من بود امیدوارم حوصله شما را سر نبرده باشم.

خدانگهدار شما. 

  نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 23:24  توسط احمد عرب  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM